بیوگرافی پارسی


-
ســـــــلـــــــآمــــــــ بیوگرآفـی امشبِ مـآ بـآ کسی نیس جز


مـآدر بزرگ پــآرس یونیـت





هـــسـ✖ـــتـی


هستی(میبنآ)محمدیـآن (اسمش مبینـآ بود یه عمری میگفتیم هستی-_-)


متولد 17 / 11 / 1377 (وآآهـآآهـآآآهــآآآآآهـآآیــــآقـآ تولـدِ منـم همون روزهـ D:)


وزنش 68 و قدش164(هستی خودت بیـآ بی ام آیتو حسآب کن)


سآیز پآش 39(چی بگم دیگهحرفی ندآرم:])


3 تآ آجی دآرهـ اعظم 36 سآله الهآم 32 سآله زهرآ 28(بـهـ بـهـ آجی اونم بزرگتر خعلی خوبـهـ^_^)


یه دآدآشم دآرهـ بآبک 35 سآله(دآدآش کِ اصن فرشتس خـدآ همه عزیزآتو حفظ کنـهـ وآستD:)


اسمِ مـآدر و پدرش ، اکرم و اصغر هس(بـهـ بـهـ چِ اسمآیی چقد بهم میـآن>_<)


دآنشجوی مآمآیی دآنشگآه تهرآن ترم 1 (موفق بـآشی ، دکترِ پـآرس یونیت تویی دیگهـ)


قبلن مـآنتو جلو بآ میپوشیده گشت میگیرتش الـآن دیگه جلو بسته میپوشه تآ بآلـآی زآنو(حقتهـ گرفتنت:| حتمن جلو بآز میپوشیدی جلوشم بآ دست میگرفتی:/)


نقطعه ضعفش اینه کِ زود عصبـآنی میشه(اینکه دیگه ضعف نی ، دیگه عـآدیه ، همه اعصـآبـآ شخمیه ، حـآلـآ نمدونم دآستآن چیـهـ:|)


خوآننده مورد علـآقشم همه میدونیم دیگه محمد علیزآده(بِ قولِ یکی آقـآموشه)


آرزوش اینه بـآ عشق ازدوآج کنه(انشآاللهـ:))


معتقده الـآن کِ امتحـآن نـدآره خوشبخته و ممکنه لحظه ای سرشآر از خوشبختی بآشه و لحظه ای این حسو ندآشته بآشه(عجب:0)


تو اینستآ و تله و وآتس آپ و ایمو و اسکآیپ و توییتر و پآرس یونیت عضو هس(مآشآالله چِ دخترِ فعـآلی وآقعـن:|)


گفتم اسمِ دو نفر تو پـآرس رو بگو گفت دختر السـآ و پسر علیرضـآ(تآ الـآن سومین نفریه کِ میگه علیرضـآ:/)


عـآشق شـدهـ ، دآستآنشم از اونجـآ شروع میشه کهـ


میره تو گروهِ 400 نفری دآنشگآشون کِ خیلی کل کل میکنه ترم بآلـآیی هـآهم ترمِ یکی هـآرو مسخره میکردن و نمک میریختن(خوب کآری میکردن)
آقـآ محمد هم شروع میکنه بِ مسخره کردن و بآهم دعوآ میکنن بعد هستی (یآ همون مبینـآ) یه چیزمیگه آقـآ محمد متوجه نمیشه میره پی وی و گیر میده
بعد فردآ دآنشگآه هستیِ مـآرو میبنه خوشش میآد یه مآهی هستی قبول نمیکرده و اوشون میگفته "انقد صبر میکنم تآ بدستت بیآرم"(بهـ بـهـ چِ قشــنــگـــ:)))
خـلـآصه دوست میشن دیگهـ (انشآالله همیشه بـآهم بـآشیـن و خوشبخت بـآشیـن و همیشـهـ عـآشــقِ هـم)
و گفتم یه جمله ب بچه هـآی پآرس بگو گفتآ
این جملهِ همیشگیه زندگیمه
امیدوآرم حآجتِ دلتون بآ حکمتِ خدآ یکی بآشه چون هیچی بِ اندآزهِ این قشنگ نیس(چِ قشـنگـ وآقعن)
اینم بگم
در آخر کِ ازش تچکر کردم گفت
خوآهش میکنم چِ کنیم دیگه شآخ پآرس کِ سه بآر عکسآش رفته سر درِ پآرس انقد متوآضع(حرفی ندآرم مـن-_-)

--
#sara_:)
-
سـلـآم امشب بیوگرآفی دآریم بـآ امـیـنــهــ





MiOo_miOo


امینه کرآمتی (یه دخترِ خوب هس و 3-4 مـآهه کِ عضوِ پـآرسِ )


متولد 26 / 8 / 80 (دهـه هشتـآدی هستشبـهـ بـهـ)


دوتـآ خـوآهر دآره فآطمه 26 ، سهیلـآ 25 ، دوتـآ دآدآش دآره محمد 27 ، علی 8(چِ خـآنوآده ی پرجمعیتی،خدآ همه عزیزآتو حفظ کنـهـ^_^)


ریآضی میخونه(فک کنم بـآهـوشـهـ:| )


معدلش 18 / 8 (حرفمو پس میگیرم:/)


میخوآد زبآنِ انگلیسی تدریس کنه(بلـهـ شغلِ خوبیه موفق بـآشیP:)


مـآنتوییه ، مآنتوهـآش تآ رو ی زآنو بیشتر بآلـآی زآنو(خوبـه پوشش بنـظرم:] )


نقطه ضعفش اینه کِ تو برقرآریِ ارتبـآط ضعف دآره(بِ نظرِ من کِ زر میزنهتو برخورد بـآ من کِ خعلی خوب بـود^_^)


نمـآز هم میخونه(چی بگم دیگهـ ، آفریـن:})


سآیزِ پـآش 38(عه منم 38 هستم)


قدش 168 و وزنش 56(بنظرم خوش هیکلهـ)


میگه عآشق شده ولی تآ حـآلـآ رل نزده
دآستآنم از اونجـآ شروع میشه کِ امینه علـآقه ی زیـآدی بِ بستنی و شکلـآتُ کلـن شیرینی دآره
یه مغـآزه ای بوده همیشه اونجـآ میرفتـه یه روز میره میبینه ، عه مغـآزدآر عوض شـده
اینم یه جوری میشه دیگه اونجـآ نمیره و الـآن تو ترکِ و
معتقده عـآشقِ فروشنده جدیدِ شـده(حرفی نمیمونه بگم،هرکی یجور عآشق میشه دیگه-_-)


رآجع به اسمش ک میومیو بآشه سئوآل کردم میگه از بی اسمی اینو گذآشتهـ:| ( ازتون نظر خوآست اگه اسمی تو نظر دآرید بهش بگین)


بهش گفتم اسمِ یه دختر و پسر رو تو پـآرس یونیت بگو گفت علیرضـآ و تـو (دیگه مـآ تو ذنش اومدیم دیگه:))) )


آرزوش سلـآمتیـهـ برآی همـه( خوآستم بگم انشالله خودتم سلـآمت بآشی ولی خوو خودتم جزوِ همه هستی:|)


احسآسِ خوشبختی دآره ولی میگه سعی میکنه خوشبختی رو برآی خودش بسآزه(بـهـ بـهــD:)


و یـه جمله بِ بچه هـآ پـآرس
دمـتــون چـییز
(نمیدونم منظورش از "چیز" چیـهـ:/ دمِ خودتم چیز:)))

--
#sara_:)
-
ســلــآم امروز بیوگرآفی دآریم بآ آقـآسعیـد





♕♔şคεεd♔♕


سعید محمد زآده(یکی از شآخـآی پآرس هستنمدیرِ وبلآگ فآزسنگین هم هستنهـــــِـــه)


متولد 12 / 6 / 75(21 سآلشه نَ بزرگـهـ)


قدش 175 و وزنش 69(خوبه بهم میخوره قد و وزنش)


سآیزِ کفشش 42(پـآش اندآزهِ پآی دیوِ)


یه خوآهر دآره بِ اسمِ سحر ، 9 سآلشه (جوووون دهه هشتآدیه کِ:))اصن مآ دهه هشتآدیآ برکتِ خونه ایم)


فهلن دآنشجوی مهندسی برق ولی قرآره یه جآ استخدآم بشه(دخترآ یه پسرِ شآخ بآ شغلِ احتمآلن خـوب)


عآشق شده(دخترآ کنسله:|)


دختری از پآرس به اسمِ زهرآ خآنوم که به گفته ی آقآسعید الـآن پآرس نی(بآزم خدآ پدرومآدرِ آقآمهردآدُ وآسش نگه دآرهظآهرن فقـد نیمه ی گمشدهِ من خآر دآره)


میگه بچه دوست ندآره و تآ بآشه عشقُ حآل ولی تهش گفت دختر دوست دآره(یکم اوکی نی:/همه پسرآ دختر دوست دآرن)


دوست دخترشم بوس کرده(من حرفی ندآرمبوس کرده که کرده:|)


عآدل سئوآل کرد که قبل از دوست دخترش کیو میخواسته و نشده؟گفت تو عشقم(به عآدل هم چشم دآره)


تیپش اسپرت و مجلسی (گفتم اوکی نییکم دوقطبیه-_-)


بهش گفتیم نقطه ضعفتو بگو گفت بآور میکنی نمیدونم(نَ آقـآ بآور نمیکنیم:])


خوآننده هآیی که دوست دآره هیچکس ، حصین ، صآدق(فقد میشه گفت جـووووون بـآبـآD:)


رنگآی سفید و مشکی و دوست دآره (قشنگـن^_^چِ رنگآیی)


دوتآ دوست پسر دآره تو پآرس مهدی و علیرضآ (بعد از مدتی صحبت متوجه
شدیم معتقده این دوتن بآردآر هم میشوند:/)


آرزو میکنه همه به اون چیزی که میخوآن برسن (تچکر^_^ همچنین)


گفتم احسآسِ خوشبختی دآری عمیقن؟گفت آره و اضآفه کرد که همینکه پآشی ببینی اطرآفیآنت سآلمن خوشبختیه(انشآالله همیشه خوشبخت بآشین:])


یه جمله خطآب به بچه هآی پآرس


تنهآیی تآن رآ بآ کسی
قسمت کنید
که سآل هآ بعد ،
شمآ رآ همین گونه که هستید
دوست بدآرد
بآ موی سپیدتآن ،
شیآرِ زیرِ چشمتآن
و لرزشِ دست و دلتـآن


--
#sara_:)
-
سلام امشب بیوگرافی داری با انیسه






AniSe❤MohaMmAd

اول از اسمو فامیلش شروع میکنیم

اسمش انیسه ابراهیمیه(همون انسیه خودمونه)

تاریخ تولدشم 77/10/25 هست (خخخ امتحانای من روز تولدش تموم میشه چه میمون)

قدش 162(اوخی اندازه جاسوییچیه)

وزنش 64 (چه کوچولوعه)

سایز کفشش 38 (ولی نسبت به قدو وزنش پا گنده ایه برا خودش)

یه خواهر داره 23 سالشه اسمش نفیسه (انسیه با نفیسه جوره. ولی خواهر داره جوون)

طلبه هست (خواهر بسیجی قراره اخوند شه )

عاشقه (ممدشونو میگه ماهی تیغ میگیره براش...)

چادریه (آخونده خو)

زود رنجه (اخی گوناه داره .)

دوست دختر پارس یونیتیش السا هست (به هم نمیان شبیه بهشت و جهنمن )

میخواد 3تا بچه داشته باشه 1دختر 2تا پسر (ممد جون خدا قوت ...)

با ممدشون تو پارس آشنا شدش (خدا پدرو مادر مهردادو براش نگه داره باعث وصلت خیلیا شد)

و جملش بع بچه های پارس اینه که زندگی رو سخت نگیرین دیرو زود میگذره و روزی میرسه که به گذشته میخندید




شرو به کار کردیمااا






--
آهنگ پیشواز شنیده شه
مشاهده پست‌های بیشتر